مصاحبه با آقای دکتر داود جعفری


متولد شهرستان قزوین است. دوره لیسانس را در رشته مهندسی صنایع با گرایش تولید صنعتی در دانشگاه آزاد شهر خود گذراند، برای مقطع فوق لیسانس در دانشگاه علم و صنعت و برای دکتری در دانشگاه پلی تکنیک ادامه تحصیل داده است.

تدریس را از سال ۱۳۷۹ در دانشگاه آزاد نراق آغاز کرد و پس از آن در دانشگاه های غیرانتفاعی کار قزوین، آزاد قزوین، جهاد دانشگاهی تهران، دانشگاه آزاد پرند و… ادامه داد.

تاکنون دو کتاب در حوزه ی کارشناسی ارشد با عناوین: طرح ریزی واحدهای صنعتی (انتشارات پردازش) و مجموعه سؤالات آزمون کارشناسی ارشد صنایع (قسمت آمار و احتمالات) را تألیف نموده و هم اکنون نیز مشغول ترجمه ی کتب ۱۰۰تست آماری می باشد.

آقای دکتر جعفری، نحوه ی آشنایی و ورودتان به دانشگاه آزاد پرند چگونه بود؟

سال ۸۱ یا ۸۲ بود که در دانشگاه علوم تحقیقات و از طریق آگهی جذب استاد برای دانشگاه پرند، با این دانشگاه آشنا شدم و از آنجایی که علاقه داشتم در تهران تدریس کنم، وارد دانشگاه پرند شدم.

چه دروسی را در دانشگاه آزاد پرند تدریس می کنید و آیا بر اساس علاقه ی خودتان این دروس را انتخاب کردید؟

دروس «ارزیابی کار و زمان» و «طرح ریزی واحدهای صنعتی» را به دلیل کتابی که در این زمینه داشته ام، همیشه در دانشگاه پرند تدریس کرده ام و البته همواره علاقمند به تدریسMIS ، کنترل موجودی، برنامه ریزی تولید و تحلیل سیستم هم بوده ام ولی به طور کلی اگر احساس کنم که درسی را استاد دیگر بهتر از من تدریس می کند، کار را به او واگذار می کنم؛ به عنوان مثال وقتی کار«خانم مهندس موسوی» و توانایی و تسلط ایشان را در تدریس تحلیل سیستم می بینم، نیازی به حضور خودم در این درس نمی بینم، ولی شاید چون در MIS چنین کسی را ندیدم احساس کردم که حضورم در این درس مفید است.

بسیاری از اساتید معتقدند که درس ارزیابی کار و زمان را می توان حتی به صورت ۳ واحد مجزا از مطالعه ی کار و ۳ واحد مجزا از مطالعه ی زمان تدریس کرد و متأسفانه ارزیابی کار و زمان هم مثل بسیاری از دروس صنایع یک جایی منقطع می شود در حالی که جای مانور زیادی دارد؟

کاملاً درست است، متأسفانه این مشکل در بسیاری از دروس صنایع وجود دارد، اما حداقل سر کلاس خودم سعی می کنم به مباحثی بپردازم تا حتی الامکان این اشکال را برطرف کنم. ارزیابی برای رشته ی صنایع همانند ورزش دو و میدانی است، یعنی درسی است پایه که تفکرش، تفکر بهبود و تغییر است، مطالعه به تنهایی در این درس به دانشجو کمک نمی کند بلکه انجام پروژه باعث می شود که مفاهیم فراگرفته شده را عملاً پیاده و اجرا کنیم. به طور کلی دروس صنایع بدون پروژه بی معنی است و کاربرد آن در عمل مشخص می شود.


طبق تجربه دانشجویانی در کنکور ارشد، در درس طرح ریزی موفق ترند
که نه تنها مفهوم آن را درک کنند بلکه پروژه ای قوی و ساختار یافته برای آن تحویل دهند.

گذراندن درس طرح ریزی برای دانشجویان پرند به معضلی تبدیل شده است و به نوعی احساس نگرانی نسبت به این درس دارند، به نظر شما علت این امر چیست و آیا طرح ریزی اساساً برای همه ی دانشجویان سنگین و سخت است یا در دانشگاه پرند این گونه است؟

شاید این مسئله در دانشگاه پرند به من، به عنوان استاد این درس بر می گردد و شاید نگرانی دانشجویان از نمره نگرفتن یا پراکندگی تدریس من باشد، ولی کلاً طرح ریزی درس سنگین و سختی نیست بلکه متولوژی محور و ساختار یافته است و ورودی و خروجی ها در این کاملاً مشخص است. سعی من در این درس این است که دانشجو با وجود فقدان محیط عملیاتی، درک بهتری از موضوع داشته باشد و نکته جالب اینکه طبق تجربه دانشجویانی در کنکور ارشد، در درس طرح ریزی موفق ترند که نه تنها مفهوم آن را درک کنند بلکه پروژه ای قوی و ساختار یافته برای آن تحویل دهند.

چقدر معتقدید که بدون ادامه ی تحصیل در مقاطع ارشد و دکترا، یک مهندس صنایع به تنهایی و با لیسانس خود می تواند موفق باشد؟

خیلی زیاد. دوره ارشد با گذرانده تنها ۲۴ واحد چیز جدیدی به شما اضافه نمی کند و بیشتر، مباحثی مثل اقتصاد مهندسی و آمار را در سطح پیشرفته دنبال می کند و به نوعی ادامه ی دروس لیسانس می باشد. لیسانس صنایع اگر سعی کند در دوره ی مرتبط، مهارت و توانمندی خود را افزایش دهد می تواند در بازار کار بسیار موفق تر از فوق لیسانسی باشد که تز پایانی اش را گذرانده ولی تجربه عملی نداشته است.

در شرایط کنونی، تعداد متقاضی برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد به شدت افزایش یافته است و وزارت علوم با ایجاد دو شیوه ی پذیرش در ارشد به صورت آموزش محور و پژوهش محور، برای رفع نیاز این تعداد متقاضی وارد عمل شده ولی قطعاً در خروجی این تعداد فارغ التحصیل و بازار کار آنها مشکل وجود دارد، این طور نیست؟

بله، اما بحث این است که آموزش عالی چه هدفی را دنبال می کند. مثلاً ممکن است معتقد باشد که ما دنبال تربیت آدم هایی با یک سری ویژگی های خاص هستیم و شاید به دنبال کسب بازار کار برای این ها نیستیم. باید دید که متولیان امر با ایجاد سیستم فوق که اشاره کردید، چه برنامه ای دارید، واضح است که کلاً گسترش و ترویج دانش بد نیست، اما متأسفانه فرهنگ ما به گونه ای است که هر چیزی زیاد شود به چشم بی ارزش به آن نگاه می کنیم مثلاً یک زمانی در مقطع فوق لیسانس، در کل کشور ۴۵ نفر پذیرش داشتیم اما الآن در مقطع دکترا در برخی رشته ها سالانه ۱۵۰نفر پذیرش داریم و شاید به نوعی قضیه لوث شده است.

به هر حال باید این فرهنگ عوض شود و درک کنیم که آموزش و تحصیل تنها راه موفقیت نیست بلکه یکی از راه های رسیدن به موفقیت است و در کنار آن مسیرهای دیگری هم وجود دارد.


تفکر تعالی و بهبود و کیفیت و برنامه ریزی و تفکر مدیریت مبتنی بر تحلیل سیستم، تفکر ناشی از صنایع است که از سال ۶۰ به بعد و با خروجی مهندسی صنایع در  سازمان ها رخ داده است.

آیا رشته صنایع به جایگاه واقعی اش در ایران رسیده و تأثیر خود را بر جامعه ی ما گذاشته است؟

باید دید مقیاس سنجیدن این جایگاه چیست، اما هم اکنون بیش از ۳۰ یا ۴۰ درصد مدیران ارشد کشور فارغ التحصیل رشته صنایع هستند. تفکر تعالی و بهبود و کیفیت و برنامه ریزی و تفکر مدیریت مبتنی بر تحلیل سیستم، تفکر ناشی از صنایع است که از سال ۶۰ به بعد و با خروجی مهندسی صنایع در سازمان ها رخ داده است. قبلاً سازمان ها بخش های برنامه ریزی، تحقیق و توسعه و کنترل را به این گستردگی در خود نداشتند، اما در جامعه ی فعلی ما شرایط کاملاً تغییر کرده و این تغییر نشان دهنده ی تاثیر تفکرات مهندسین صنایع بر سازمان ها ست.

شما مقطع لیسانس را در دانشگاه آزاد گذراندید، اما در مقاطع فوق لیسانس و دکترا وارد دانشگاه های معتبر دولتی شدید، بسیاری از دانشجویان دانشگاه آزاد این مسئله را دست نیافتنی یا حداقل دور از دسترس می دانند. شما چه طور هدف گذاری کردید که به اینجا رسیدید؟

d_jafari2.jpg

در دانشگاه آزاد قزوین یک بار جمعی وجود داشت، دکتر موسی خانی (ریاست دانشگاه)، از اساتید مجربی که در مقطع لیسانس تدریس نمی کردند، دعوت به همکاری کرد. حضور اساتیدی همچون دکتر قاسمی، محلوجی، حجی و… که سابقه درخشانی در تقاطع ارشد و دکترا داشتند، سبب شد که بستری برای ما فراهم شود تا احساس نکنیم که با دانشگاه های دولتی تفاوت داریم. کلاس های آمادگی کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد قزوین به صورت رایگان انجام می شد و در نتیجه، خروجی خوبی در ارشد داشتیم. این سیستم سطح توقع دانشجویان را بالا برد به گونه ای که وقتی من در آزمون ارشد در دانشگاه آزاد تهران جنوب پذیرفته شدم، تصمیم گرفتم که یک سال دیگر تلاش کرده و در نتیجه وارد علم و صنعت شدم.

پس در مورد سؤال شما اولین شرط خود باوری است که من به آن رسیدم. اساتید بسیاری را نیز می شناسم که هم اکنون در دانشگاه های معتبر دولتی عضو هیئت علمی هستند اما مقطع لیسانس را در دانشگاه آزاد گذرانده اند.

به هر حال این یک فرآیند جمعی است و من نوعی، جزئی از این سیستم هستم. سیستم اگر به خوبی هدف گذاری کند من نیز در تعامل با سایر اعضا، در راستای هدف پیش می روم و اگر کوتاهی کنم بالطبع از سیستم دانشگاه حذف می شوم بنابراین هم سیستم دانشگاه، هم اساتید و هم دانشجویان در تعامل با هم به این هدف می رسند.

با توجه به توضیحی که در مورد دانشگاه قزوین فرمودید و به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد پرند آیا دانشگاه ما پتانسیل این امر را دارد که از شرایط صرف یک دانشگاه آزاد خارج شود؟

واقعیت را بگویم، در بخش مدیریتی و سیستماتیک دانشگاه پرند چنین انگیزه ای را نمی بینم که بخواهد این دانشگاه را به عنوان یک قطب علمی معرفی کند چرا که برنامه ریزی، چشم انداز و هدف گذاری خاصی صورت نگرفته است و در ارتباط استاد و دانشجو نیز این تعامل شاید وجود نداشته باشد، در چند دوره کلاسهای خود من به دلیل نحوه تدریس و ارزشیابی ام پر نشد و به نظر می رسد مجموعه ی دانشگاه هدفش این باشد که دانشجویان صرفاً دوره ای را بگذرانند و فارغ التحصیل شوند. متأسفانه در دانشگاه پرند، من نیرویی را به مجموعه وارد می کنم و مجموعه نیز متقابلاً نیرویی را به من وارد می کند اما بر آیند این نیرو به گونه است که من محکوم به کوتاه آمدن از شیوه ی خود شوم ولی من کوتاه نیامدم و حتی سیلابس درسیم نیز بیشتر شده است.


بعضی چیز ها برایم جنبه ی ارزشی دارد؛ مثلاً این که دانشجو ترم آخر است برایم معیاری مبنی بر پذیرش یا رد او نیست. شاید کوتاه آمدن در چنین مسائلی سبب ایجاد خواسته های نابجای بیشتری از من شود.

با توجه به اینکه در دانشگاه پرند اساتیدی هم تیپ شما از نظر تدریس و ارزشیابی آمده اند، تدریس کرده اند و با نظر دانشگاه، دانشجو و یا بنابر عقیده ی خودشان از دانشگاه رفته اند آیا شما تحت فشار این مسائل از شیوه ی خودتان کوتاه می آیید؟

به هیچ وجه. بعضی چیز ها برایم جنبه ی ارزشی دارد؛ مثلاً این که دانشجو ترم آخر است برایم معیاری مبنی بر پذیرش یا رد او نیست. شاید کوتاه آمدن در چنین مسائلی سبب ایجاد خواسته های نابجای بیشتری از من شود. معتقدم در بعضی مسائل خصوصاً در دانشگاه نباید کوتاه آمد،شاید ما آنقدر کوتاه آمدیم که دانشجو از گرفتن نمره ی ۱۶ ناراضی می شود.

دانشگاه نیز در مورد نحوه ی ارزشیابی استاد، نمی تواند از وی خرده بگیرد ولی می تواند استادی را که در تدریس سیلابس و سر فصل دروس کوتاهی کرده مورد باز خواست قرار دهد.

متأسفانه در فرهنگ ما صرفاً آدم های معترض صدا دارند، یعنی اگر دو نفر از سیستمی ناراضی باشند، فریادشان به گوش همه می رسد و این دیدگاه تلقی می شود که قطعاً وضعیت نابسامان است که این افراد معترضند.

آیا هماهنگی بیشتر در ارزشیابی و تدریس سیلابس بین اساتید یک درس واحد تا حدودی مشکل پر شدن ظرفیت کلاس یک استاد و خالی ماندن کلاس استاد دیگر را بر طرف نمی کند؟

اتفاقاً ما با آقای کاظمی پور این هماهنگی را انجام داده ایم و یک تعادلی را ایجاد کرده ایم که به آن استاندارد سازی روابط می گویند. به عنوان مثال دانشجویی که درسی را با من می افتاد، با همان شرایط و بدون اصلاح وضعیت خود، ترم آینده به سراغ استاد کاظمی پور می رفت و در نتیجه باز هم موفق به پاس کردن نمی شد.

معتقدم که دانشجو حق اعتراض دارد و باید حقش را بگیرد، اما دانشجو نمی تواند در مورد نمره و نحوه ی تدریس برای استاد تعیین تکلیف کند. دانشجویان باید قبول کنند که دانشگاه، شرایط و مقررات خاص خودش را دارد و وظایف همه ی افراد در آن مشخص است، دانشجو نیز به عنوان جزئی از سیستم باید تلاش کند و به سوی هدف گام بر دارد.

به طور کلی گروه صنایع پرند را قوی می دانید؟

قوی هست و حتی می تواند قوی تر هم باشد. اساتید صنایع دانشگاه پرند اکثراً فارغ التحصیل دانشگاه های معتبر هستند و نمی توان گفت که دانشگاه از نظر هیئت علمی و اساتید، کم وزن است. ولی مهم ترین مشکل این است که وقتی من به عنوان استاد در دانشگاه پرند حضور دارم، فرصت مطالعاتی در خارج از کشور و فرصت پژوهشی ندارم، در صورتی که استاد در دانشگاه امیر کبیر چنین شرایطی برایش فراهم می باشد. اگر بتوانیم در پرند هم چنین بستری را فراهم کنیم، هم دانشجو و هم دانشگاه بهره مند خواهد شد.

سایت مهندسی صنایع دانشگاه پرند را به طور کلی چگونه ارزیابی می کنید و چه پیشنهادی برای ارتقاء سطح کیفی آن دارید؟

اولین چیزی که پس از ورود به سایت توجهم را جلب کرد تبلیغی بود به این مضمون که: «پروژه های دانشجویی انجام می شود.» که شاید این مسئله برای یک بیننده خوشایند نباشد. برای ارتقاء سطح کیفی سایت، می توان دانشکده و چشم انداز آن را معرفی کرد. بخشی تحت عنوان یافته ها و مقالات پژوهشی را ایجاد کرد و حتی می توان اساتید دانشکده را به همراه رزومه ی کاری و مقالاتی که چاپ کرده اند معرفی کرد.

آقای دکتر جعفری از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید بی نهایت سپاسگزاریم.

تگ: , , ,

۷ دیدگاه دیدگاه شما؟

  1. یوسف #

    عالی!

    [پاسخ]

  2. محمود #

    سلام آقا سادات
    طراحی سایت مخصوصا” مصاحبه با اساتید عالیه که اگر همینطور ادامه پیدا کنه دیگه حرف نداره، فقط صفحه اول سایت یک مقدار دیر بالا میاد که امیدوارم بشه با کم کردن حجم صفحه اول سایت این مشکل رو هم برطرف کنید، راستی جدیدا” یک سایت تجاری به آدرس http://www.dekamond.ir طراحی کردم اگه تونستید نظرتونو در مورد طراحی بنویسید.
    موفق باشید

    پاسخ شاهین سادات ناصری : سلام دوست عزیز،
    شاهین هستم، شاهین سادات ناصری.
    نظر لطفته.. حتماً

    [پاسخ]

  3. م. فرهادی #

    سلام
    آقا رضا خسته نباشید؛ سوال‌ها که کار خودت نبود. بود؟
    پاسخ رضا دانش راد : نه عزیزم فقط جوابا کار من بود!!!

    [پاسخ]

  4. کاوه . ص #

    مرسی رضاخیلی جالب بود

    [پاسخ]

  5. م.م #

    مصاحبه خیلی خوبی بود. ممنون.

    [پاسخ]

  6. mh hamidi #

    faghat mitoonam begam k damet garm

    [پاسخ]

  7. آرش . ب #

    سلام ، رضا جان به نظر من این مصاحبه از همه مصاحبه ها عالی تر بود . واقعاً استفاده کردم.
    خلاصه این که دست گلت درد نکنه …

    [پاسخ]

دیدگاهی بگذارید





با عضویت در خبرنامه از اطلاعیه های مهم باخبر شوید.




  • بارگزاری...